تبلیغات
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت - شکایت بردن نزدخلق

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

شنبه 26 بهمن 1387

شکایت بردن نزدخلق

نویسنده: مهدی دهقان بهابادی   

 شکایت بردن نزدخلق

 

صَعصَعَه از مردان بزرگ صدر اسلام است،

 برادر زاده اش احنف(بروزن احمد) می گوید:

(دلم دردگرفت نزد عمویم صَعصَعَه رفتم واز دل

درد خود شکایت  کردم ). عمویم مراسرزنش کرد وگفت :( برادر زاده!وقتی دستخوش بلا شدی ،شکایت آن رانزد شخصی مثل خودت مبر ،زیرا آن شخص اگر دوستت باشد،غمگین می شود، واگردشمنت باشد  شادمی گردد، شکایتت را نزد مخلوق مبر که قادر بر رفع ودفع گرفتاری از تونیست ، بلکه نزد خداند قادری ببر که تورا مبتلا کرده ومی تواند ازتو بزداید).

برادر زاده!( یکی ازدو چشم من بینائی خودرااز دست داده ،ولی حتّی همسرم وبستگان نزدیک من از این موضوع، اطلاع  ندارند

 

 به قول سعدی:

 

 دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر

 

 که کریم است ورحیم است وغفور است وودود

 

 داستان دوستان جلد دوّم صفحه178

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :